جوکستان و طنز


 ; خرید پستی گیره کوچک کننده بینی

+ جوکهای جدید و خنده دار 2014

معلم پسر حیف نون اونو به مدرسه احضار میکنه ....فرداش حیف نون میره مدرسه و از معلم می پرسه چی شده؟ پسرم چکارکرده ؟؟؟؟معلم : پسر شما خیلی خنگه!!!حیف نون : یعنی چی؟؟ پسر من خیلی هم با هوشه ....معلم: الان بهتون ثابت می کنم...به پسر حیف نون میگه : برو ببین من تو حیاط مدرسه هستم یا نه ؟؟؟پسره میره و بر می گرده میگه : نه خانم معلم تو حیاط نبودید..معلم : شاید تو دفتر مدیر باشم برو اونجا رو هم ببینپسره باز میره و بر می گرده و میگه : نه خانم معلم اونجا هم نبودید .معلم : حالا دیدید بچه تون چقدر خنگه ؟؟؟؟؟حیف نون : خوب شاید رفتید مسافرت خانم معلم !!!!!!!!!!

 

 

حیف نون به دکتر خانوادگیشون زنگ میزنه میگه : آقای دکتر بابام خیلی حالش بده ، بیاین معاینه اش کنین دکتر میگه : من پرونده باباتو خوندم ، چیزیش نیست ، خیالاتی شده فکر می کنه مریضه ! جای نگرانی نیست !بعد یه هفته دکتره زنگ میزنه به حیف نون میپرسه : بابات چطوره ؟حالش خوبه الان ؟؟؟؟حیف نون : والله نمیدونم آقای دکتر ، از دیروز تا حالا خیال می کنه مرده !!!!

...
ادامه مطلب
نویسنده : محمود ; ساعت ٦:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۳
comment نظرات () لینک

+ جوک داغ و خنده دار سری جدید 2014

جوک داغ و خنده دار سری جدید 2014

 

تو آزمایشگاه استاد واسه دانشجو ها یه آزمایش انجام داد؛ یه قطره الکل ریخت روی یه کرم، کرمه به خودش پیچید و مرد؛ استاد گفت: دیدید الکل چه بلایی سر سلول ها و موجودات زنده میاره، پس چه نتیجه ای درباره مصرف نوشیدنی های الکلی میگیریم؟؟؟؟ دانشجوها گفتند: نتیجه میگیریم که نوشیدنی های الکلی بخوریم تا کرم های بدنمون بمیرن!!!!!!!!

++++++++++++++++++++++
++++++++++++++++++++

ملت چه بیکارن !

یکی مزاحم میشد هی اس هی زنگ…جواب نمیدادم که بیخیال شه…

دیگه تماس نگرفت

بعد چند روز اس داده :

ببخشید من چند روز مزاحمتون نشدم کار داشتم دستم بند بود ، شرمنده،چه خبر؟

++++++++++++++++++++++
++++++++++++++++++++

چه ها فک نمی کنید اینا دیوان حافظ رو هم عوض کردن آخه تفال زدم ببینم یارانه بهمون تعلق میگیره یا نه اومده:دوش دیدم که ملائک قید یارانه زدند انصرافی بنوشتند و به سامانه زدند

 

 

...
ادامه مطلب
نویسنده : محمود ; ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۳۱
comment نظرات () لینک

+ لطیفه های دوران جنگ و جبهه

جوک و لطیفه های دوران جنگ

وقتی اسیر شدیم از همه رسانه ها آمده بودند برای مصاحبه و در واقع مانور قدرت و استفاده تبلیغاتی روی اسرای عملیات بود. نوبت یکی از بچه های زرنگ گردان شد. با آب و تاب تمام و قدری ملاطفت تصنعی شروع کردند به سوال کردن.

یکی از مأموران پرسید:

- پسر جان اسمت چیه؟

- عباس.

- اهل کجا هستی؟

- بندرعباس.

- اسم پدرت چیه؟

- به او می گویند حاج عباس!

گویی که طرف بویی از قضیه برده بود پرسید:

- کجا اسیر شدی؟

- دشت عباس!

افسر عراقی که اطمینان پیدا کرده بود طرف دستش انداخته و نمی خواهد حرف بزند به ساق پای او زد و گفت: دروغ میگی!

و او که خودش را به موش مردگی زده بود با تظاهر به گریه کردن گفت:

- نه به حضرت عباس!

...
ادامه مطلب
نویسنده : محمود ; ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۳٠
comment نظرات () لینک

+ جک مردم از خنده

جوک های جدید 1393 و خنده دار

 

هندى مسلمون میشه بهش میگن:هر وقت غذا میخورى بگو "بسم الله" که شیطون باهات هم غذا نشه!هندیه یادش میره، بعد از یک هفته شیطون میگه: تو رو خدا بگو "بسم الله"،از بس فلفل خوردم همه جام تاول زده:(((((

 

ما ترم پیش یه بار اومدیم تو جزوه دختره شمارمونو نوشتیم،خودش که ندید هیچ،........آخر ترم هم جزوشو داد به بقیه کپی کردن،هر سه ثانیه یه بار یکی اس میداد سلام ندا جون

 

به بابام میگم اگه من بمیرم چیکار میکنی؟!میگه بی سر و صدا تو باغچه خاکت میکنم یارانت قطع نشه!!یعنی ی تعریف جدید از عاطفه پدری ارائه داده هااااا O

 

یه جا خوندم آیا میدانید فاصله مچ دست تا آرنج برابر طول کف پاست؟......منم اومدم امتحان کنم علاوه بر پاره شدن شلوارم ۲تا مهره ستون فقراتم جابجا شد پامم در رفت. الانم از وای فای بیمارستان خواستم صدامو ب گوش مسولین برسونم :|

 

غضنفراز همشهری میپرسه گوه نخور فحشه ? میگه نه پیام بهداشتیه واسه سلامتی خودمونه نباید بخوریم

 

تو اتوبوس گوشیمو در آوردم فیس بوکمو چک کنم...........داشتم پستهارو می خوندم یهو یکی از پشت به شونم زده میگه: داداش پست قبلیه رو لایک کن خیلی با حال بود.!!! 

 

یه بار نشستم تو تاکسى ، چهار تا سربازعقب سوار کرده بود.گفتم آقا خوب بر نزدى سربازا افتادن پیش هم

 

یه روز یه مرده رفت سلمونی درحین کوتاه کردن موی سرش آرایشگره پرسید:حال مادرزنت چطوره؟مرده گفت :خوبه الحمدالله بعد دو دقیقه باز همون سوال و جواب تکرار شددوباره بعد دو دقیقه همون سوال اینبار مرده به آرایشگره گفت:شما چرا اینقدر حال مادر زنمو میپرسی؟آرایشگره گفت: آخه وقتی اسم مادر زنتو میموهات سیخ میشه راحت تر میتونم کوتاهشون کنم

 

داریم کم کم نزدیک میشیم به روزی که یه پسر از خودش عکس بزاره زیرش بنویسه اینم من بدون آرایش

 

پیامک شوهر به زن : نترس. من ازپله های اداره افتادم و خانم جهانپور مرا که بیهوش بودم رسوند بیمارستان بهوش اومدم احتمال خونریزی مغزی هست پای چپ و دنده راستم شکسته .
زن :خانم جهانپور کیه؟؟؟؟

 

دو جمله احساسات ما دخترا رو بدجور متحول میکنه !!
1 ( دوست دارم !!
2 ( 70 % تخفیف .... !!!!!:((((

 

طرف عکس گوجه فرنگی گذاشته واسه پروفایلش، بعد پی ام داده:سلام علی، شناختی؟ :

نویسنده : محمود ; ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٢٧
comment نظرات () لینک

+ شب امتحان در خوابگاه دختران و پسران

خوابــگاه دختران (شـب امتحان)

 

سکـانس اول: (دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد)

 

شبنم:ِ وا!… خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!

 

لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)

 

شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟

 

لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده 19!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)

 

شبنم: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم… گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟

 

لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم!

می فهـمی شبنم؟فقط 8 دور… (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!

...
ادامه مطلب
نویسنده : محمود ; ساعت ٦:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٢٧
comment نظرات () لینک

+ چند تا جوک

یارو پدرش تو بستر مرگ بوده می گه بیا بشین کنارم کارت دارم بعد یه چوب می ده دست پسرش. پسره هم که می خواسته ذکاوتش رو نشون بده قبل از حرف زدن پدرش چوب رو می شکنه. پدره سکته می کنه درجا می میره.مامانش می گه خاک تو سرت این ساز نی از هفت نسل قبل دست به دست به پدرت رسیده بود!

 

اسکل کیست؟....اسکل دوست منه که پیام داده: \"سلام این شماره ی جدیدمه\"خوب روانی میدونم این شماره جدیدته ، خودت کی هستی؟ :

 

یه روز یه مرده رفت سلمونی درحین کوتاه کردن موی سرش آرایشگره پرسید:حال مادرزنت چطوره؟مرده گفت :خوبه الحمدالله بعد دو دقیقه باز همون سوال و جواب تکرار شددوباره بعد دو دقیقه همون سوال اینبار مرده به آرایشگره گفت:شما چرا اینقدر حال مادر زنمو میپرسی؟آرایشگره گفت: آخه وقتی اسم مادر زنتو میموهات سیخ میشه راحت تر میتونم کوتاهشون کنم

 

داریم کم کم نزدیک میشیم به روزی که یه پسر از خودش عکس بزاره زیرش بنویسه اینم من بدون آرایش

نویسنده : محمود ; ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٢٥
comment نظرات () لینک

+ طنز تفاوت مادر قدیم با مادر جدید

تفاوت مادر قدیم ، مادر جدید !! ( طنز)
مادر قدیم

pcifactor-5982-a9fcda
گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهان گرفتن آموخت
شبها بر گاهواره ی من
بیدار نشست و خفتن آموخت
دستم بگرفت و پا به پا برد
تا شیوه ی راه رفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانم
الفاظ نهاد و گفتن اموخت
لبخند نهاد بر لب من
بر غنچه ی گل شکفتن آموخت
پس هستی من ز هستی اوست
تا هستم و هست دارمش دوست

مادر جدید

pcifactor-5982-281ad0

گویند مرا چو زاد مادر
روی کاناپه لمیدن آموخت
شبها بر ماهواره تا صبح
بنشست و کلیپ دیدن آموخت
بر چهره سبوس و ماست مالید
تا شیوه ی خوشگلیدن آموخت
بنمود تتو دو ابروی خویش
تا رسم کمان کشیدن آموخت
هر ماه برفت نزد جراح
آیین چروک چیدن آموخت
دستم بگرفت و برد بازار
همواره طلا خریدن آموخت
با قوم خودش همیشه پیوند
از قوم شوهر بریدن آموخت
آسوده نشست و با اس ام اس
جکهای خفن چتیدن آموخت
چون سوخت غذای ما شب و روز
از پیک مدد رسیدن آموخت
پای تلفن دو ساعت و نیم
گل گفتن و گل شنیدن آموخت

-------------------

اس ام اس تبریک روز مادر

نویسنده : محمود ; ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٢۳
comment نظرات () لینک

+ جوک خنده درحد مرگ

جوک خنده درحد مرگ

جوکستان 1740 جوکهای فوق العاده خنده دار

یکی از حیف نون پرسید:اگه توی یه جنگلی درحال نماز خوندن باشیم و یهو یه شیر جلومون سبز بشه؛بهتر اینه که نمازو بشکنیم و فرار کنیم یا بایستیم و به نماز خوندمون ادامه بدیم? حیف نون جواب داد :اگه وضوت باطل نشد،بایست و ادامه بده!

 

داشتم نهار درست می کردم، یه لحظه خم شدم،موهام سوخت... به مامانم می گم :آخ! موهام سوخت. می گه :آره، یه لحظه دیدم بوی کله پاچه گوسفند میاد...من و میگی :)))))

مامانم:(((((

گوسفند :|

 

خانواده م دارن با فیلم عروسی خواهرم مثه سریالای جم تی وی برخورد میکنن مامانم میگه : هیچی نگو ببینیم چی میشه بعدش!

...
ادامه مطلب
نویسنده : محمود ; ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٢۳
comment نظرات () لینک

← صفحه بعد