جوکستان و طنز
جدیدترین و بهترین جوک ها و مطالب طنز

صفحات وبلاگ
نویسنده: محمود - ۱۳٩۳/۳/۱٧

تفاوت آمریکا و ایران در بازدید از باغ وحش:
میمون در حال خوردن موزآمریکایی: oh my god
ایران: پرویز بیا باباتو نگاه کن موز میخوره

 www.jokestan1740.persianblog.ir

هر وقت تونستی با تقلب نمره خوب بگیری به خودت افتخار کن
 وگرنه با خرخونی هرکسی میتونه 20 بشه!والااااااااااااااااا.

 www.jokestan1740.persianblog.ir

کودک درونم هفته ی بعد عروسیشه اونوقت من هنوز دنبال مخاطب خاص می گردم..

 www.jokestan1740.persianblog.ir

از حموم اومدم بیرون... اومدم برقو خاموش کنم برق گرفتتم...
واسه مادر بزرگم تعریف کردم... یه دقیقه فکر کرد بعد میگه: 

برقم برقای قدیم... میگرفت درجا طرفو خشک میکرد...!!!...............
یعنی محبت میچکه ازشون!

 www.jokestan1740.persianblog.ir

یادش بخیر یه زمانی اسمِ تابستون میومد یاده گیلاسو هندونه و... اینا میوفتادم...
الان ساپورت همه چیو عوض کرده

 

 www.jokestan1740.persianblog.ir

غضنفر یه آینه پیدا میکنه،میگه این عکس چقد برام آشناس! 
حیف نون ازش میگیره نگاه میکنه، میگه خره این منم که :((((#

 www.jokestan1740.persianblog.ir

واییییییی ، ترکیب رنگ قرمز و زرد چقدر قشنگ میشه !)
تحلیل دخترها از بازی بایرن مونیخ و دورتموند(

 

 www.jokestan1740.persianblog.ir

"زندگی متأهلی یعنی به همسرت مسیج بدی:
 ای عشق، خداوند نگهدار تو باشد
اونوقت جواب بگیری:یه بسته قارچ، آب لیمو، مرغ، نون، بوس"

 www.jokestan1740.persianblog.ir

 

در سندی معتبر آمده
 دختران وقتی بیشترسه نفرشون یه جا جمع میشن
می تونن حتی رابطه لیلی و مجنون رو هم خراب کنند!

 

 www.jokestan1740.persianblog.ir

 

گفتم غم تو دارم 
گفتا درک دوباره!
.گفتم که ماه من شو 
با شصت داد اشاره!.
گفتم زمهرورزان،رسم ادب بیاموز 
گفتا بیشین بی نیم باااا بد ریخت بد قواره!. 
گفتم دچار عشقم 
گفتا بمیر دوباره !. 
گفتم وکیلم آیا؟
گفتا که راااا نداره!.
گفتم که زیر پایم، یک بنز کوپه دارم!
گفتا عجیجم! عجقم آره آره آره !

  www.jokestan1740.persianblog.ir

 

نویسنده: محمود - ۱۳٩۳/۱/۳٠

جوک و لطیفه های دوران جنگ

وقتی اسیر شدیم از همه رسانه ها آمده بودند برای مصاحبه و در واقع مانور قدرت و استفاده تبلیغاتی روی اسرای عملیات بود. نوبت یکی از بچه های زرنگ گردان شد. با آب و تاب تمام و قدری ملاطفت تصنعی شروع کردند به سوال کردن.

یکی از مأموران پرسید:

- پسر جان اسمت چیه؟

- عباس.

- اهل کجا هستی؟

- بندرعباس.

- اسم پدرت چیه؟

- به او می گویند حاج عباس!

گویی که طرف بویی از قضیه برده بود پرسید:

- کجا اسیر شدی؟

- دشت عباس!

افسر عراقی که اطمینان پیدا کرده بود طرف دستش انداخته و نمی خواهد حرف بزند به ساق پای او زد و گفت: دروغ میگی!

و او که خودش را به موش مردگی زده بود با تظاهر به گریه کردن گفت:

- نه به حضرت عباس!


ادامه مطلب ...
نویسنده: محمود - ۱۳٩٢/۱۱/۱٦

طرف داشته گریه می کرده می گن :چته؟می گه :پشیمونم، کاش به حرف بابام گوش کرده بودم.می گن :مگه چی می گفت؟می گه :نمیدونم، گوش نمی کردم! 

 

پسره یه استاتوس گذاشته دختره لایک زده پسره کامنت گذاشته مرسی,خانوووم لایکت خیلی زیبا بود :||||

 

دختره استاتوس زده تا حالا مامان بابای گلم منو نزدن .........پسره زیرش کامنت گداشته "نکران نباش شوهرت حتما جبران میکنه"


ادامه مطلب ...
نویسنده: محمود - ۱۳٩٢/۱۱/٦

فقط یه ایرانی میتونه کسایی رو که نمیشناسه تو فیس بوک ادد کنه....اما کسایی رو که میشناسه بگه ولش کن بابا!..اددش کنم شاخ میشه :((((

 

 

 

اومدم خونه مادرم نمازش تموم شده بود، داشت دعا می کرد ... تا منو دید گفت: اینو می گما خدا ....نمی دونم داشت پشت سر من به خداچی می گفت ...

 

قدیما که خبرى از آلارم و این چیزا نبود ملت چه کار مى کردن؟؟الان ملت اگه واسه دستشوییشون آلارم نذارن خودشونو خیس میکنن

 

 

 

دیشب تو پمپ بنزین یه معجزه دیدم؛یارو نزدیک پنج لیتر و نیم تو یه ظرف چهار لیتری بنزین زد،وقتی هم به مسئول پمپ بنزین گفت، یارو گفت احتمالا دبّه ت خرابه...!!

 

 

 

کشاورزی مشغول پاشیدن بذر بود،مرد مغروری به او رسید و با تکبر گفت :بکار ؛ بکار که هر چه بکاری ما میخوریم!کشاورز نگاهی به او انداخت و گفت :دارم یونجه میکارم!

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: محمود - ۱۳٩٢/۱٠/۱۸

شخصی می‌خواست وکیل مجلس شود قبل از آن که در انتخابات به پیروزی رسد مردم با او سخن می‌گفتند و سؤال می‌کردند.
شخصی از او پرسید اگر شما در این دور انتخابات به مجلس راه یابید چه کار خواهید کرد؟ کاندیدای نمایندگی مجلس پاسخ داد: من از این لحاظ نگران نیستم، آنچه مهم است این است که اگر انتخاب نشوم چه کار خواهم کرد!
=====================

«بنان طفیلی» از مشاهیر ظرفا است که به شکم‌پروری و پرخوری معروف بود. از او سؤال کردند: از آیات قرآن کریم کدام را بیشتر دوست داری؟
بنان جواب داد: از آیه «ما لَکُمْ أَلاَّ تَأْکُلُوا» (یعنی شما را چه می‌شود که نمی‌خورید؟)

گفتند: کدام دستور قرآن را بیشتر عمل می‌کنی؟
جواب داد: آیه « کُلُوا وَ اشْرَبُوا» (یعنی بخورید و بیاشامید)

گفتند: کدام دعای قرآن را همواره می‌خوانی؟
گفت: آیة « رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَیْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ» را (یعنی: ای پروردگار ما سفرة طعامی از آسمان بر ما فرو فرست.)

=====================

روزی رضا خان با وزرای خود به رامسر رفته بود. او می‌خواست چهره مذهبی خود را به مردم بنمایاند از این رو به مجلس روضه‌ای که در مسجد بود وارد شد. سخنران (آقای حبیبی قاسم آبادی) که چشمش به رضاخان افتاد با صدای بلند گفت: بارخدایا! بارالها! شاهنشاه ایران و کابینه‌اش را از بهشت نجات عنایت فرما!
رضا خان و دیگر وزرا بدون این که متوجه دعا شوند با صدای بلند آمین گفتند![1]

نویسنده: محمود - ۱۳٩٢/٩/۱٦

خاطره تلخ غضنفر : با عشقم کوه بودیم، لبه پرتگاه پاش لیز خورد. دستش رو گرفتم یهو یاد این جمله افتادم: عشقتو ولکن اگه برگشت مال توئه وگرنه مال یکی دیگه بوده. هیچی دیگه ولش کردم. برنگشت. کثافت مال یکی دیگه بود!
××××××××××××××××××

جشن گرفته بودیم دختر خواهرم ۴ سالشه گفت ، دایی میخوام به مناسبت تولدت برات شعر بخونم این شعر تقدیم به تو ، قیافه من در اون لحظه ((((((((گفتم بخون دایی گفت :سلام سلام عزیزم گوساله تمیزم…دمت سفید و آبی پشکل نریز رو قالی(((((( کل فامیلم تشویقش کردن انگار راس راسی ما گاویم :| :| :|فکو فامیل من دارم ؟؟؟اصن من سر راهیم

××××××××××××××××××

الان یه دختره ۱۶ ساله بهم درخواست دوستی داده:.....میترسم قبول کنم هزینه پفک و چیپس ولواشکش بیفته گردنم

 

نویسنده: محمود - ۱۳٩٢/٩/٥

لطیفه جدید new joke

 

پدر به پسر: کلاغه خبر داد که سیگار هم می زنی!پسر به پدر: ای ول... تو بگو چی می زنی که با کلاغ حرف می زنی؟!

*********************

یارو خواست سوار گاوه بشه گاوه گفت: مومو یارو گفت خفه شو اول مو بعد تو خخخخخخخخخ

*********************

به زنه میگن چند درصد دعاهات مستجاب میشه ؟

میگه : فقط ۵۰%

میگن ازکجا فهمیدی ؟

میگه : ازخدا خواستم شوهرم خرپول باشه ، خر هست اما پول نداره

 

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: محمود - ۱۳٩٢/۸/۱٤

استاتوس فیسبوکی

 

بعضی ها انقدر سیب زمینی و خیار و بادمجون رو کلفت پوست میکنن که آخرش فقط یاد و خاطرش می مونه :))

++++++++++++++++++++++++++

دیشب مدیر ساختمون اومده بود دمِ درِ خونه،

با بابام کار داشت!بابام رفت جلوی در،منم صدای آهنگو زیاد کرده بودم!

یهو بابام داد زد:

اون لامصبو خفه ش کن ببینم این چه گهی میخوره آخه!

من :))))))

بابام

مدیر :(

++++++++++++++++++++++++++

صاحبان سه مغازه ی کفش فروشی که کنار هم بودند رقابت بسیاری با هم داشتند .

اولی برای تبلیغ روی شیشه ی مغازه نوشت : بهترین کفش های شهر ! دومی نوشت : بهترین کفش های دنیا ! و سومی که مغازه اش میان این دو بود نوشت :

در ورودی اصلی

 

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: محمود - ۱۳٩٢/٥/٢۳

جوک های بسیار خنده دار شهریور 92  

 

 

 

گویش دختران در سال ۸۱ : عزیزم ، عشقم چرا ناراحتی ؟ قربونت برم !

گویش دختران در سال ۸۶ : عزیزم ، عشقم چرا ناراحنی ؟ قلبونت برم !

گویش دختران در سال ۹۱ : عجیجم ، عجقم چلا نالاحتی ؟ قلبونت بلم !

گویش دختران در سال ۹۶ : دیبیلیم ، عولوپولو ، بیلی بولونات !

::

::

دقت کردین ؟

کافیه تو یه رابطه ی عاشقانه باشی;

اونوقته که از زمین و آسمون بهت پیشنهادای دوستی میشه !

اما حالا اگه تنها باشی به مارمولک پیشنهاد بدی رد می کنه !

::

 

::

دلداری غضنفر به پسرش موقع آمپول زدن :

هرچی کمتر بهش بیشتر فکر کنی، بیشتر دردش کمتر میشه

::

 

::


ادامه مطلب ...
نویسنده: محمود - ۱۳۸٩/٩/۱

جوک آذر 89

دکتر به یارو میگه: دوتا خبر بد دارم.
اولیش اینه که تو فقط بیست و چهار ساعت زنده می مونی.
یارو میگه دومیش چیه؟
دومیش اینه که دیروز یادم رفت اینو بهت بگم!!!

جک آذر 89

اولی: آقا این همسایه مون ساعت 2 نصفه شب هی با مشت می کوبید به دیوار خونمون!
دومی: عجب آدم های مردم آزاری پیدا می شن. حتماً نذاشت بخوابی؟
اولی: نه، خوشبختانه خواب نبودم، داشتم شیپور تمرین می کردم!

لطیفه آذر 89

یکی یه روباه مرده می بینه به خودش میگه خوب شد مرده وگرنه گولم می زد !

جوک جدید آذر 89

یه نفر می خواسته خودکشی کنه با یه ظرف غذا میره روی ریل می خوابه. بهش میگن تو اگه میخوای خودکشی کنی دیگه واسه چی غذا برمی داری ؟ میگه اومدیم و قطار یه هفته دیگه امد

جک جدید آذر 89

یه روز یکی میره بقالی، میگه: آقا صابون داری؟ میگه: آره . مرده میگه: پس لطفا دستات رو بشور، به من یه کیلو پنیر بده

لطیفه جدید آذر 89

حیف نون سوار تاکسی می شه راننده تاکسی می گه پول خرد ندارم، حیف نون می گه به جاش برام بوق بزن

جک و لطیفه آذر 89

یه پیرزن خودشو تو آینه می بینه می گه آینه هم آینه های قدیم!

 

نویسنده: محمود - ۱۳۸٩/۱/٧

حیف نون سوار موتور بوده، نامزدش رو هم ترک موتور سوار کرده بوده.
دختره می گه: چشمات مال منه، قلبت مال منه، عشقت مال منه...
یه دفعه حیف نون توقف می کنه، دختره رو پیاده می کنه، می گه: اگه بخوای همین جوری پیش بری حتماً می گی این موتور هم مال توه!

 

حیف نون دستش شکسته بوده، میره دکتر، دستشو گچ می گیرن.
حیف نون از دکتر می پرسه: آقای دکتر! بعد از اینکه گچ دستمو باز کنم آیا می تونم سنتور بزنم؟
دکتر می گه: البته، حتماً.
حیف نون می گه: چه عالی! چون قبلاً نمی تونستم!

دعای حیف نون بعد از نماز: خدایا! مواظب خودت باش!

حیف نون به نامزدش می گه 4شنبه به 4شنبه دیره که همدیگر رو ببینیم، بیا 2شنبه به 2شنبه همدیگر رو ببینیم.

شخصی از خیابون رد می شده، می بینه یه بچه نشسته کنار خیابون گریه می کنه. جلو می ره و می گه چی شده عزیزم؟ پسر بچه می گه سکه ۲۵ تومانی ام را گم کرده ام. مرد می گه اینکه گریه نداره! بیا این ۲۵ تومانی مال تو! بچه باز هم به گریه کردن ادامه می ده! مرد می پرسه دیگه چیه؟ بچه می گه اگه اون سکه را گم نکرده بودم الان ۵۰ تومن پول داشتم!

 

می خواستن حیف نون رو اعدام کنن، ازش می پرسن: آخرین حرفت رو بزن.
می گه: لعنت بر پدر و مادر اون کسی که بزنه زیر چهار پایه!

یه خره باحسرت به اسب نگاه می کنه، می گه اى کاش تحصیلاتم رو ادامه می دادم!

 

معلم: چرا در نوشتن انشا از پدرت کمک نمی گیری؟
دانش آموز: آخه اون از دست شما دلخوره! چون شما هفته ی قبل به انشای اون نمره بدی دادید!

 

ماره باجوجه تیغیه ازدواج میکنه بچشون میشه سیم خاردار

 

سه دیوانه هم اتاقی بودن، یک روز خبر آوردن که دوتاشون بالا و پایین می‌پرن و میگن: ما سیب‌زمینی هستیم و داریم تو روغن سرخ میشیم ولی سومی ساکت نشسته! رئیس تیمارستان هم طبق معمول رفت که این دیوونه رو مرخص کنه. ازش پرسید: تو چرا با دوستات نیستی؟ دیوونه سومیه هم میگه: آخه من کف ماهیتابه چسبیدم!

 

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :